اقتصادی

چالش های کشاورزی در ایران، نکاتی که کمتر کسی به آن اشاره می کند!

مهم‌ترین چالش‌های کشاورزی در ایران این‌هاست: کم‌آبی و افت سفره‌های زیرزمینی، فرسایش خاک، قیمت‌گذاری دیرهنگام و ضایعات، زمین خرد و کمبود نیروی کار، و فاصله با فناوری. کم‌آبی از همه سنگین‌تر است، چون بیشترِ آب کشور را مزرعه‌ها مصرف می‌کنند.

به نقل از  وب سایت کرانه نو، گره بیشتر این مشکل‌ها یک جاست: بازدهی، یعنی به ازای هر لیتر آب و هر هکتار زمین چقدر محصول برمی‌دارید. در این مطلب هر چالش را با آمار روز و ریشه‌اش می‌خوانید و می‌بینید کدام را کشاورز حل می‌کند و کدام را سیاست‌گذار.

کم‌آبی و فرسایش خاک؛ منابع پایه‌ی مزرعه در خطرند

مزرعه بدون آب و خاک سالم محصول نمی‌دهد، هر قدر بذر و کودش خوب باشد. سه مشکل این بخش ریشه‌ی مشترکی دارند: برداشت بیشتر از چیزی که طبیعت جبران می‌کند. اول سراغ آب می‌رویم، چون سنگین‌ترین بار روی دوش آن است و بقیه‌ی مشکل‌ها را هم به دنبال می‌کشد.

کشاورزی ایران چقدر آب مصرف می‌کند و چرا هدر می‌رود؟

کشاورزی ایران نزدیک به ۸۱٫۸ میلیارد مترمکعب آب در سال مصرف می‌کند. طبق آمار رسمی صنعت آب، این حدود ۸۶ درصد از مصارف ثبت‌شده‌ی کشاورزی، شرب و صنعت است؛ گزارش‌های دیگر عددی بین ۸۰ تا بیش از ۹۰ درصد می‌گویند. مشکل فقط حجم نیست، بازده است. در سال ۱۴۰۱ یکی از مسئولان وزارت جهاد کشاورزی گفت به ازای هر مترمکعب آب در کشور حدود ۹۰۰ گرم محصول تولید می‌شود، در حالی که معیار جهانی ۲٫۵ کیلوگرم است. یعنی با همان آب، کمتر از ۴۰ درصد معیار جهانی برداشت می‌کنیم.

بالا بردن بهره‌ وری کشاورزی از همین آبیاری شروع می‌شود، چون هر لیتری که صرفه‌جویی کنید مستقیم به جیبتان برمی‌گردد. با این حال بحث بهره وری در کشاورزی موضوعی نیست که بشود در یک خط یا دو خط به آن پرداخت و باید به منبع آن مراجعه کرد تا بتوانید بهترین اطلاعات و همچنین اطلاعات درست را از آن دریافت کنید. در این لینک، شما می توانید به مرجع بهره وری کشاورزی در ایران برسید که به صورت تخصصی روی این موضوع کار کرده اند و از خیلی جهات از سایت های مختلف کشاورزی نظیر شبکه جامع کشاورزی ایران، اگرویار، وب سایت کشاورزی مرجع کشاورزی بهره ور و… بهتر عمل کرده است و به عنوان مرجع اصلی در ایران در حوزه کشاورزی، سم، کود، باغات و… به شمار می رود.

برای بهبود روند بهره وری کشاورزی بهتر است سه جای رایج هدررفت آب را بررسی کنیم:

  • نشت کانال‌ها و شبکه‌ی انتقال
  • آبیاری غرقابی در مزرعه
  • آب‌دادن بر اساس عادت، نه نیاز گیاه

چالش کشاورزی در ایران

افت سفره‌ی زیرزمینی؛ برداشتی بیش از توان طبیعت

سفره‌ی زیرزمینی مثل حساب پس‌انداز است: تا وقتی واریز بیشتر از برداشت باشد، خالی نمی‌شود. برداشت سالانه از منابع زیرزمینی ایران بیش از ۵۰ میلیارد مترمکعب است. وقتی چاه بیشتر از باران و برف جبران‌کننده آب بکشد، سطح سفره پایین می‌رود. در اردیبهشت ۱۴۰۴ یکی از مسئولان اتاق بازرگانی ایران گفت برداشت از سفره‌ها باید سالانه ۱۵ میلیارد مترمکعب کم شود. یکی از اندیشکده‌ها هم ناهماهنگی برنامه‌های آب و کشاورزی و فشار برای برداشت بیشتر را از ریشه‌های ادامه‌ی این وضع می‌داند.

نتیجه‌اش برای مزرعه روشن است:

  • پمپ باید عمیق‌تر برود و برق بیشتری بسوزاند
  • چاه‌های کم‌عمق زودتر خشک می‌شوند
  • کشت‌های پرآب‌خواه سودشان را از دست می‌دهند

این بحران سال به سال روی هم جمع می‌شود. سفره‌ای که سال‌ها بیش از توانش آب داده، با یک سال بارش خوب سر پا نمی‌ایستد و بازسازی‌اش زمان‌بر است. برای همین باید از همین حالا آب را حساب‌شده‌تر خرج کرد.

فرسایش خاک و تغییر اقلیم؛ کشت‌وکار سخت‌تر می‌شود

خاک لایه‌ی زنده‌ی مزرعه است. وقتی آب و باد رویه‌ی آن را می‌برند، ماده‌ی آلی و حاصلخیزی هم می‌رود و کشاورز برای همان محصول کود بیشتری می‌ریزد. خاکی که پوشش گیاهی ندارد و هر سال شخم عمیق می‌خورد، زودتر فرسوده می‌شود.

تغییر اقلیم این فشار را بیشتر می‌کند: خشکسالی طولانی‌تر، گرمای زودرس و سرمای دیررس. باغدار سنتی این را بهتر از هر آمار می‌داند؛ شکوفه‌ای که یک شب سرما بزند، دیگر برنمی‌گردد. چند کار ساده خطر را کم می‌کند:

  • خاک‌ورزی را سبک‌تر کنید و بقایای گیاهی را به خاک برگردانید
  • پوشش گیاهی بین ردیف‌ها نگه دارید
  • در زمین بازِ بادخیز، بادشکن بکارید
  • رقمی انتخاب کنید که با اقلیم منطقه‌ی شما بخواند

این کارها هزینه‌ی سنگین ندارند، ولی نتیجه‌شان یک‌شبه دیده نمی‌شود. خاک را مثل یک سرمایه ببینید که هر سال باید کمی به آن برگردانید، نه فقط از آن بردارید.

قیمت، بازار و ضایعات؛ چالش‌های بعد از برداشت

کشاورز فقط تا روز برداشت کار نمی‌کند. محصولی که به‌موقع قیمت نگیرد، دیر پول بیاورد یا در راه خراب شود، زحمت یک سال را هدر می‌دهد. دو نمونه‌ی روشن این بخش، قیمت و پرداخت گندم و ضایعات محصول‌اند، و هر دو مستقیم روی تصمیم کشت سال بعد اثر می‌گذارند.

خرید تضمینی گندم؛ تأخیر چهارماهه در تعیین قیمت

در مهر ۱۴۰۴ گزارش شد که برای سال زراعی ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۵ بعد از چهار ماه هنوز قیمت خرید تضمینی گندم تعیین نشده است. شش جلسه‌ی کمیسیون تخصصی و سه جلسه‌ی شورای قیمت‌گذاری بی‌نتیجه مانده بود و عدد پیشنهادی ۳۲ هزار تومان برای هر کیلو بود.

دیرکرد فقط به قیمت محدود نبود. طبق قانون، بهای محصول باید حداکثر ۴۸ ساعت بعد از تحویل پرداخت شود، اما در شهریور ۱۴۰۵ گزارش شد با گذشت چند ماه از برداشت، بخشی از مطالبات گندمکاران هنوز پرداخت نشده است. تا همان زمان حدود ۸ میلیون تن گندم خریداری شده بود، در حالی که تولید امسال ۱۳ تا ۱۴ میلیون تن پیش‌بینی می‌شد. نتیجه‌اش این است:

  • کشاورز نمی‌داند کشت بعدی سود دارد یا نه
  • به گفته‌ی فعالان این حوزه، بخشی از گندم دست دلال می‌ماند یا به خوراک دام می‌رود
  • تصمیم کشت سال بعد زیر سایه‌ی نااطمینانی می‌رود

ضایعات محصول فقط دورریز نیست؛ افت کیفیت هم دارد

ضایعات کشاورزی فقط محصولی نیست که دور ریخته می‌شود. محصولی که سالم به بازار می‌رسد ولی کیفیتش افت کرده، با قیمت کمتر فروش می‌رود و این هم نوعی ضایعات است. کشاورز کمتر درآمد می‌گیرد و مشتری برای کیفیت پایین‌تر هم پول می‌دهد. چهار ریشه‌ی اصلی‌اش:

انواع چالش های کشاورزی در ایران

  • ضعف نگهداری: سردخانه یا انبار مناسب نیست
  • حمل‌ونقل غیراصولی: بارگیری و جاده محصول را له می‌کند
  • افت کیفیت: ظاهر و ماندگاری محصول کم می‌شود
  • نبود بازار: محصول زودتر از خریدار می‌رسد

ضایعات از زنجیره‌ی قیمت هم جدا نیست. وقتی نگهداری و حمل‌ونقل ضعیف باشد، کشاورز ناچار می‌شود محصول را همان روز و ارزان بفروشد، حتی اگر بازار بهتری چند روز بعد منتظرش باشد.

برای باغدار و کشاورز کوچک، ساده‌ترین قدم این است که پیش از برداشت قرارداد فروش ببندد و فاصله‌ی چیدن تا بازار را کوتاه‌تر کند. میوه‌ای که یک روز کمتر در راه بماند، یک روز بیشتر قیمت می‌خرد.

زمین، نیروی کار و فناوری؛ محدودیت‌های خود کشاورز

بعضی چالش‌ها را سیاست‌گذار حل می‌کند، اما بخشی از مشکل در خود مزرعه است: قطعه‌ی کوچک، دست کم و تصمیم‌هایی که هنوز با عادت گرفته می‌شود. این بخش از همین محدودیت‌ها حرف می‌زند و از راه‌هایی که هر کشاورز می‌تواند از همین فردا امتحان کند.

زمین خرد، سرمایه‌ی کم و روستای کم‌جمعیت‌تر

زمین خرد ماشین‌آلات و فناوری را برای صاحب هر قطعه گران می‌کند، چون هزینه بین سطح کمی تقسیم می‌شود. وقتی سرمایه هم کم باشد، کشاورز نمی‌تواند آبیاری نوین بخرد یا نیروی ماهر بگیرد. گران بودن زمین هم راه جوان‌ها را به کشاورزی می‌بندد. مثلا قطعه‌ی کوچک معمولا خرید تراکتور یا سیستم آبیاری تحت فشار را توجیه نمی‌کند.

همزمان مهاجرت روستاییان نیروی کار جوان را از مزرعه دور می‌کند. بسیاری از کشاورزان امروز همان کار را با نیروی کمتر انجام می‌دهند و هر فصل برداشت برایشان سخت‌تر می‌شود. این مشکل‌ها کنار هم کشاورزی را از کار پرسود به کاری پرریسک تبدیل می‌کنند. دو چیز اثرشان را کم می‌کند:

  • کار گروهی چند کشاورز همسایه برای خرید ماشین و فروش مشترک
  • استفاده از ماشین کرایه‌ای به‌جای خرید

فناوری و آموزش؛ چرا مزرعه‌ها از دنیای داده عقب‌اند؟

مزرعه‌ی ایرانی هنوز بیشتر با تجربه و عادت اداره می‌شود، نه با داده. حسگر رطوبت خاک، تصویر ماهواره‌ای و زمان‌بندی آبیاری با اتوماسیون ارزان امروز در دسترس‌اند، اما هنوز به همه‌ی کشاورزان نرسیده‌اند. سه مانع اصلی:

  • هزینه‌ی اولیه‌ی تجهیزات
  • نبود آموزش ساده و محلی
  • بی‌اعتمادی به عددی که با تجربه‌ی سال‌ها فرق دارد

برای شروع لازم نیست مزرعه را یکجا هوشمند کنید. یک حسگر رطوبت در همان قطعه‌ای که بیشترین آب را می‌خورد، نشان می‌دهد چقدر آب اضافه می‌دهید. اگر عددش با تجربه‌ی شما فرق داشت، یک فصل هر دو را کنار هم نگه دارید و نتیجه را مقایسه کنید. آموزش هم وقتی اثر دارد که کشاورز نمونه‌اش را در مزرعه‌ی همسایه ببیند. اگر بودجه‌ی دستگاه ندارید، از یک پرسش ساده شروع کنید: این هفته چقدر آب داده‌ام و گیاه چقدر لازم داشت؟ جواب همین پرسش شما را به سمت داده می‌برد.

جدول چالش‌های کشاورزی ایران؛ ریشه و اثر هرکدام

هر چالش ریشه‌ای دارد و اثری روی جیب کشاورز می‌گذارد. جدول زیر آنها را کنار هم می‌گذارد.

چالش

ریشه

اثر

کم‌آبی

مصرف بالا و بازده کم آب

کاهش محصول و سود

افت سفره‌ی زیرزمینی

برداشت بیش از جبران طبیعت

چاه عمیق‌تر و هزینه‌ی بیشتر

فرسایش خاک

خاک‌ورزی سنگین و پوشش ضعیف

افت حاصلخیزی

تأخیر در قیمت و پرداخت

دیرکرد تعیین نرخ و پرداخت

نااطمینانی برای کشت بعدی

ضایعات

نگهداری و حمل‌ونقل ضعیف

افت کیفیت و درآمد

زمین خرد و کمبود نیرو

تقسیم زمین و مهاجرت

هزینه‌ی بالای ماشین و کارگر

فاصله با فناوری

هزینه و آموزش کم

تصمیم‌گیری با عادت

اغلب این چالش‌ها با هم زنجیر شده‌اند و حل یکی، دیگری را سبک‌تر می‌کند. مثلا صرفه‌جویی در آب، هزینه‌ی برق چاه را هم کم می‌کند و فشار روی سفره را پایین می‌آورد.

سخن پایانی

چالش‌های کشاورزی ایران از آب شروع می‌شوند و به قیمت، ضایعات، زمین و فناوری می‌رسند. بخشی را سیاست‌گذار باید حل کند، اما بخش بزرگی را با مدیریت بهتر آب و خاک و برنامه‌ی فروش می‌شود کم کرد. برای شروع، آب را حساب کنید؛ چون بقیه‌ی کارها به آن گره خورده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Are you human? Please solve:Captcha


همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا